عضو کمیسیون اقتصادی مجلس مطرح کرد:

تغییر ذائقه ایرانی، عزمی ملی می خواهد نه حکومتی

تغییر ذائقه ایرانی، عزمی ملی می خواهد نه حکومتی
1394/5/27 |
09:34
شناسه خبر: 30569

بدون شک یکی از مهمترین پایه های تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی، توجه به دستاوردهای داخلی و اقبال عمومی نسبت به این مقوله یعنی استفاده از تولیدات داخلی و رجحان آن بر واردات کالاهای خارجی است.

بدون شک یکی از مهمترین پایه های تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی، توجه به دستاوردهای داخلی و اقبال عمومی نسبت به این مقوله یعنی استفاده از تولیدات داخلی و رجحان آن بر واردات کالاهای خارجی است. این مقوله اما بدون تزریق خودباوری در جامعه و اطمینان به محصولات داخلی، اگر غیر ممکن نباشد، امری بسیار سخت خواهد بود. از این رو باید در پی فرهنگسازی و تغییر ذائقه ایرانی بود که بدون شک به اقدامات فرهنگی نیاز اساسی دارد.

تغییر ذائقه ایرانی، عزمی ملی می خواهد نه حکومتی

به گزارش بولتن نیوز، "ایرج ندیمی"، نماینده مردم لاهیجان و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس نهم، معتقد است تغییر باورهای فرهنگی در جهت حفظ مصالح کشور، وظیفه ای فراقانونی و البته ملی محسوب می شود. وی اظهارات خویش را در دوبخش کلی بیان می کند. در وهله نخست جامعه تولیدی کشور را مخاطب قرار داده و سپس بر خلاف قاعده همیشگی ، مردم را موظف می کند نه دولت ها.

  • چگونه می توان مردم را به استفاده از کالاهای داخلی ترغیب کرد؟

نگاه مردم به کالا و خدمات، تابع آدابی است که اعتماد در آن، حرف اصلی را می زند. واقعیت این است که اعتماد با تبلیغ به دست نمی آید بلکه ویژگی های یک کالا یعنی کیفیت و خدمات پس از فروش آن شامل گارانتی و ... است که مردم را به استفاده از یک کالا ترغیب می کند؛ مشک آن است که خود ببوید، نه آن که عطار بگوید.

 

  • تغییر ذائقه ایرانی، عزمی ملی می خواهد نه حکومتییعنی فقط کیفیت نامرغوب کالای ایرانی است که مردم را از مصرف کالاهای داخلی منع می کند؟

من می گویم وقتی یک کالا باکیفیت و استاندارد لازم تولید شود، قیمتش واقعی باشد و خدمات پس از فروش هم ارائه دهد، مردم به سمت مصرف کالا کشیده می شوند. تولید کننده نباید دغدغه فروش تولیدات خود را داشته باشد، اما واقعیت این است که تولیدکنندگان ما وظیفه خود را به درستی به انجام نرسانده اند؛ یعنی ارتقای کیفی نداشته اند، قیمت هایشان واقعی نیست و از بهره وری برای کاهش هزینه و قیمت استفاده نکرده اند.

  • با این حساب نقش تبلیغات را نادیده می گیرید؟

خیر. به هر حال هر کالایی در بدو امر نیاز به معرفی دارد ولی استمرار در مصرف آن به مشخصاتی بستگی دارد که پیش تر به آن ها اشاره کردم.

  • شما مدعی هستید که عموم کالاهای داخلی از فاکتورهایی که ذکر کردید بی بهره اند؟

خیر. پر واضح است که این امر عمومیت ندارد. کالاهایی هم هستند که این مشخصات را دارند ولی در مقایسه با کالای مشابه خارجی از اقبال کمتری در نزد مردم برخوردارند.

  • تغییر ذائقه ایرانی، عزمی ملی می خواهد نه حکومتیچرا؟ آیا این به معنای وجود خلأ های فرهنگی در جامعه و عدم خودباوری ایرانی نیست؟

بله. در این مورد با شما هم عقیده هستم. به اعتقاد من، ما ملتی هستیم که به اصطلاح، دچار "زدگی " شده ایم؛ نظیر غربزدگی، برندزدگی و امثال آن. در این چارچوب همه متضرر می شوند و فقط به تولید کننده و موضوعات اقتصادی باز نمی گردد، زیان اول به فرهنگ و هویت ما وارد می شود که خودمان با دست خودمان آن را انجام می دهیم.

  • در این شرایط چه باید کرد؟

متاسفانه باید بپذیریم که طی سال ها رویکرد کلی کشور به سمت نوعی اروپا زدگی و حتی خارج زدگی رفته است. به طور مثال دوست داریم بگوییم فلان کالا را از خارج کشور خریداری کرده ایم. کار بدتر آن که، گاهی کالاهای ساخت داخل را با مارک و نشان های خارجی عرضه می کنیم تا استقبال مردم نسبت به آن ها بیشتر شود و باید اعتراف کنیم که این شیوه، متاسفانه، موثر و کارآمد هم هست. در این جا حتی حساسیت نسبت به کیفیت کالا هم پایین می آید. در چنین شرایطی باید با ترویج، تکرار و الگو سازی مردم را به سمت مصرف تولیدات داخلی در ابعاد مختلف هدایت کنیم. در واقع باید ذائقه ها را تغییر داد که البته کار ساده ای نیست، اما شدنی است.

  • با چه ابزارهایی می توان به این فرهنگ سازی دست زد؟

ابزارهای متفاوتی وجود دارد ولی به طور عمده ابزارهای فرهنگی نظیر موسیقی، سینما، استفاده از ظرفیت های رسانه ملی می توانند کمک شایسته ای به این تغییر سلیم داشته باشند.

  • نمی توان مدعی شد که مسئولین و متولیان امور اقتصادی و فرهنگی از این ظرفیت ها بی اطلاعند. پس چرا تا کنون کاری در خور تحسین و قابل قبول انجام نشده است؟

البته که در خصوص مسائل اجتماعی، حکومت باید پاسخگو باشد ولی من معتقد نیستم که در این خصوص، تنها حکومت وظیفه دارد. ممکن است ما برای مردم وظیفه ای قانونی تعریف نکرده باشیم، اما این بدان معنا نیست که مردم وظیفه ای ندارند.

  • این امر به هر حال باید متولی مشخصی داشته باشد تا در این راستا برنامه ریزی حکومتی داشته باشیم.

بله. اما باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم که وقتی پای مسائل فرهنگی به میان می آید نمی توان از یک نهاد دولتی انتظار داشت که به تنهایی بتواند رویکردی را در جامعه تغییر دهد. به عنوان مثال، ما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به عنوان متولی فرهنگ در کشور معرفی کرده ایم و از وزیر هم در این خصوص سئوال می کنیم، اما معنی اش این نیست که همه کارها، وظیفه وزیر است. او شاید هم بخواهد ولی نتواند.

تغییر ذائقه ایرانی، عزمی ملی می خواهد نه حکومتی

  • چه نهادی باید این فعل "خواستن "را صرف کند تا "توانستن" در جامعه محقق شود؟

به نظر من، یک نهاد خاص متولی نیست بلکه یک گروه، مرجع این امرند که این گروه مرجع ممکن است دولتی هم نباشند. نام این گروه می تواند فروشنده، خریدار، رسانه های دیداری و شنیداری و ... باشند

  • از آن جا که استفاده از تولیدات داخلی نه تنها فرهنگ نیست بلکه در برخی مواقع به ضد خود بدل شده، چه باید کرد؟

پیش تر هم عرض کردم که ما به عنوان نمایندگان مردم در خانه ملت از مسئولانی که به هر طریقی متولی فرهنگ به شمار می روند، سئوال خواهیم داشت ولی این کار با سئوال از این وزیر و آن وزیر و یا خط و نشان کشیدن برای این دستگاه و آن دستگاه به سامان نمی رسد. مردم خودشان باید به میدان بیایند. من معتقدم فرهنگسازی در این راستا، عزم اداری نمی خواهد بلکه نیاز به عزمی ملی دارد.

  • با این حساب دولت و حکومت می تواند فقط نظاره گر امور باشد؟

ما می توانیم برای این نوع خاص از فرهنگسازی، متولی تعیین کنیم ولی به فرض اثبات صداقت کامل دراظهارات متولی، در پایان گزارشی از اقداماتی به ما خواهد داد که انجام داده ولی اثر لازم را در جامعه بر جای نگذاشته است.

  • در این خصوص می توان آسیب شناسی و راه حل ارائه داد.

واقعیت این است که همه کارها آفت دارند و آسیب شناسی لازم است اما ما معتقدیم جامعه اسلامی، جامعه ای یک سویه نیست. یعنی حاکمان و مردم نسبت به هم وظیفه ای متقابل دارند. به عبارت دیگر، تنها حاکمان قابل نقد نیستند بلکه مردم نیز باید در معرض نقد قرار بگیرند. به طور مثال، همه می دانند که بیرون انداختن زباله از شیشه خودرو، یک ناهنجاری است ولی اگر این اتفاق افتاد- که هر روزه هم شاهد آن هستیم - سراغ وزارت شهرسازی نمی رویم و یا شهرداری ها را متهم نمی کنیم، یا وقتی جنگلی به خاطر انداختن ته سیگاری روشن، به آتش کشیده می شود، نمی توانیم دولت را مقصر قلمداد کنیم؛ تنها می توانیم از دولت در خصوص علت عدم وجود وسایل مخصوص و عدم شتاب در اطفای حریق سئوال کنیم. بنابراین همان طور که می بینید رفتارهای اجتماعی تعریفی دارند که نمی توان دولت را برای آن ها، مورد سوال قرار داد.

  • در عین حال آیا نمی می توان از دولت ها برای رشد سطح فرهنگ جامعه برنامه خواست؟

بله. ولی اگر برنامه ای اجرا شده باشد و اثر بخشی لازم را ندهد، سراغ چه کسی برویم؟ با این همه من هم معتقدم در شرایط کنونی که اقتصاد مقاومتی به عناون نوشدارویی برای مجموعه اقتصاد کشور تلقی می شود، باید از همه ظرفیت ها استفاده کرد. در قدم اول، می توان با حمایت منطقی از تولید کننده شرایط ارتقای سطح کیفی کالا و خدمات را بالا برد و در گام بعدی می توان از همه ابزار های فرهنگی نظیر فیلم، موسیقی و ... استفاده کرد.

تغییر ذائقه ایرانی، عزمی ملی می خواهد نه حکومتی

  • آیا هنرمندان و به خصوص فیلمسازان عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون کشورمان به عناون الگوهای اثر بخش، به درستی انجام وظیفه کرده اند؟

خیر. اگر از برخی موارد محدود بگذریم، متاسفانه رویکرد فیلمسازان ما به گونه ای است که مردم با تماشای فیلم می پندارند استفاده از وسایل لوکس و شاید گران قیمت خارجی برای افراد روشنفکر و استفاده از تولیدات داخلی متعلق به قشر ضعیف و درمانده جامعه است .این امر، پیام درستی را به بیننده القا نمی کند.

  • یادآوری یا معرفی فرهنگ ملی و مذهبی چه تاثیری در خودباوری مردم دارد؟

یکی از مواردی که می تواند به اصطلاح غیرت ایرانی را به جوش بیاورد و صحت فکر و فرهنگ و اندیشه مردم سرزمین مان را یادآور شود، معرفی اماکن و بناهای تاریخی است که شاید مردم به خود بیایند. در این خصوص البته شاهد تحرکات جدی از سوی مسئولین دست اندرکار هم نبوده ایم. گره خوردن تاریخ یک مملکت به فرهنگ مردم، روحیه خودباوری را در آن ها بیدار می کند.

این راهی است که کشورهای دیگر هم آن را پیموده و جواب گرفته اند. من معتقدم این کار، هم وظیفه های قانونی و حکومتی می خواهد و هم عزم ملی. مردم باید از خود بپرسند در صورت استمرار استفاده از کالاهای خارجی به جای کالای داخلی، چه بر سر آینده اشتغال فرزندانشان می آید؟ تولید کنندگان باید از خود بپرسند در صورت تولید کالاهای بی کیفیت، آینده شغلی ایشان توسط چه کسی تضمین می شود و حکومت باید از خود بپرسد مردمی که نسبت به داشته های ملی خود بی علاقه می شوند، چگونه می توانند کشوری مستحکم را بسازند؟ این زنگ خطری است که برای همه به صدا درآمده و باید آن را جدی گرفت.

منبع: هفته نامه نخل جنوب استان بوشهر

نظرات | 0 نظر
captcha